سيد محمد باقر برقعى
3377
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
از سهبيتىهاى مخصوص من و تو منم ساحل تويى موج شتابان * و يا تو سروى و من سايهء آن كه هردم با منى وز من گريزان * بسان ماهتاب دلگشايى فراگيرى در و دشت و بيابان * ولى هرگز به دست كس نيايى ! سخنى با باباطاهر تو را باشد ز دست ديده فرياد * كه او مىبيند و دل مىكند ياد سپس با خنجرى نيشش ز پولاد * زنى بر ديده خود را كور سازى ولى آخر چگونه مرد استاد * ز دل ياد گذشته دور سازى ؟ ! آزمون بگفتا عشق خود كارىست باطل * كه عاشق را چو وصلت گشت حاصل شود ميلش به وقتى چند زايل * بگفتم از سر اين فكرت برون كن كه من همواره باشم بر تو مايل * و گر باور ندارى آزمون كن !